سوسک، بزرگترین مشکل بازیکنان تیم ملی در اردوهای اخیر

 

بازیکنان تیم ملی از این می نالند: هتل تیم ملی سوسک دارد!

به نقل از خبرآنلاین، هتل تیم ملی در جاکارتا خیلی ویژه نبود. 5 ستاره بود اما نه خیلی فوق العاده. بچه ها نه فقط برای اینترنت و نه برای شلوغی سالن که برای سوسک این حشره موزی اعتراض داشتند!

کلا جاکاراتا و دیوارهایش پر است از مارمولک اما ظهر وقتی ملی پوشان در غذاخوری، نهار می خوردند، سوسک دیدند و کم نیستند آدم هایی که با دیدن سوسک، حال شان بد شود، حتی اگر بازیکن تیم ملی باشند. این سوسک ها برای شان دردسر شد. اما چاره ای هم نبود. مسئولان تیم ملی البته در این سفر با خود آشپز بردند و بچه ها حداقل مشکلی از بابت غذا نداشتند.



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : lpedia |

 

چای کوهی

 

چاي كوهي به مقدر زياد در آمريكا و اروپا پرورش مي يايد و معمولا بصورت خودرو در ميان مزارع گندم و ذرت يافت مي شود . چاي كوهي در اروپاو آمريكا بنام سنت جونز شهرت دارد و مدتي است كه بسيار معروف شده است .

 

جالب است بدانيد كه روغن چاي كوهي براي مدت سه قرن در انگلستان تنها داروي زخم ها بوده است .

 

چاي كوهي در ايران در دامنه كوههاي البرز ،‌كرج ،‌چالوس و مازندران و نقاظ غرب ايران به حد زياد مي رويد .

 

در اروپا نانوائيها اين گياه را خوب مي شناسند زيرا كمي از آنرا به در اضافه مي كنند كه نان را بهتر و خوش طعم تر مي كند .

 

گلهاي چاي كوهي برنگ سفيد يا زرد مي باشند كه در بالاي ساقه بصورت مجتمع بچشم مي خورد . اين گلها كمي معطر و داراي بوي مخصوصي مي باشد . ميوه چاي كوهي بشكل كپسول است .

 

خواص داروئي:

از نظر طب قديم ايران اين گياه گرم و خشك است . ماده قرمز رنگي كه در برگهاي چاي كوهي وجود دارد وبا فشار دادن برگها از آن استخراج مي شود براي التيام زخم ها و درمان سوختگي ها بكار مي رود .

 

براي تهيه جوشانده و يا دم كرده اين گياه بايد حدود يك قاشق چايخوري برگ و گل خشك گياه را در دو فنجان آب جوش ريخته و آنرا آنقدر بجوشانيد تا يك فنجان باقي بماند سپس آنرا مصرف كنيد .

 

بطور خلاصه مي توان به مورد زير اشاره كرد :

 

1)ضد كرم معده و روده مي باشد.

 

2)ادرار آور وقاعده آور است .

 

3)گرفتگي صدا را باز مي كند و خلط آور است.

 

4)براي درمان مرض كزاز بكار مي رود.

 

5)اگر برگ آنرا بصورت پودر داروريد و روي زخم هاي عميق و متعفن بپاشيد اين نوع زخم ها را خوب مي كند.

 

6)درمان كننده اسهال و اسهال خوني است .

 

7)براي درد دنبالچه بهترين دارو است .

 

8)اگر مشكوك به خونريزي مغزي هستيد و يا احتمال خونريزي مغزي وجود دارد حتما از اين دارو استفاده كنيد .

 

9)ضعف جنسي را درمان مي كند.

 

10)درمان كننده بيماري مننژيت است .

 

11)براي درمان فلج بكار مي رود .

 

12)سياه سرفه را از بين مي برد.

 

13)درد پشت و گردن و خشكي گردن را درمان مي كند .

 

14)براي كم خوني مفيد است .

 

15)چاي كوهي اشتها را باز مي كند بنابراين مي توان آنرا به بچه ها و افراد مسن كه اشتها ندارند داد.

 

16)ضد افسردگي مي باشد .

 

17)درمان كننده بيخوابي است .

 

18)در درمان سرمخوردگي معجزه مي كند .

 

19)براي درمان تب و اثر نيش سمي حشرات بكار ميرود.

 

و بالاخره با تحقيقات جديدي كه دانشمندان روي اين گياه معجزه آسا انجام داده اند و دريافته اند دريافته اند كه چاي كوهي مي تواند ويروسها را از بين ببرد و حتي روي ويروس بيماري AIDS نيز اثر درد .مدتي است كه بيماران مبتلا به ايدز ازاين گياه استفاده ميكنند كه سيستم دفاعي بدن آنها را تقويت كرده وبيماري را تخفيف مي دهد .

 

دانشمندان مدتي است كه روي اثر چاي كوهي بر ريو سرطان خون تحقيقات دامنه دري راشروع كرده اند و به نتايج درخشاني دست يافته اند .

 

همانطوريكه قبل گفته شد اين دارو اثر بسيار خوبي بر روي افسردگي درد البته اگر سه متوالي از اين دارو استفاده شود حالات افسردگي را از بين برده بيخوابي را مداوا مي كند و بيماران اعتماد بنفس خود را باز مي يابند . به صورت دم کرده و در گاهی از اوقات برای مرحم زخمها به کار میرود.



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : lpedia |


شوهر سیگاری تان را زنده نگه دارید!


روان شناسی تعریف می کرد؛ روزی خانمی که به خاطر سیگاری بودن همسرش دلخور بود، به او مراجعه کرد و بعد از مدتی صحبت و گفت وگو، خانم جوان به این نتیجه رسید آن چیزی که بیشتر از سیگاری بودن همسر، او را آزرده می کند بی توجهی شریکش نسبت به خواسته او برای ترک سیگار است و در واقع همسر این مرد سیگاری کسی بود که بیشتر از همه به توجه و روانکاوی نیاز داشت. اگر شما هم از آن دسته از زنانی هستید که فقط به دنبال تایید همسر و اطاعت بی چون و چرای او در مقابل خواسته های تان هستید، بهتر است دست از این انتظار بیهوده بردارید و در عوض راه حلی بیابید که بتواند به همسرتان کمک کند. همسر شما به نیکوتین اعتیاد پیدا کرده و این حقیقتی است که باید قبل از هر چیز آن را بپذیرید.

 

● از او بخواهید بیشتر زنده بماند
به همسرتان بگویید که دوست دارید مدت زمان طولانی را با او زندگی کنید و نمی خواهید که او به خاطر مشکلات تنفسی و سایر عوارض کشیدن سیگار سلامتش به خطر بیفتد. علاوه بر این صحبت در مورد هزینه مصرف سیگار هم می تواند او را متوجه خسارت مالی که به درآمد خود می زند بیندازد که از یادآوری آن غافل نشود.

 


● وقتی کنارش نیستی
از همسرتان بخواهید که روزی را برای ترک سیگار تعیین کند تا در پایان آن روز هدفش را به انجام برساند. در زمانی که از هم دور هستید از همسرتان بخواهید که هر زمان وسوسه کشیدن سیگار به سراغش آمد با شما تماس بگیرد و در آن زمان با یکدیگر صحبت کنید و این را بدانید همسرتان در این مرحله بیش از آنچه تصور می کنید به کمک شما نیاز دارد.

 

● چیزی که معجزه می کند
اگر همسرتان توانست یک هفته سیگار را ترک کند به او هدیه ای بدهید مثلا شام مورد علاقه اش را بپزید یا چیزی که به آن علاقه دارد را برایش بخرید. بگذارید او متوجه حمایت و توجه شما بشود. به همسرتان یادآوری کنید که شما هرگز اراده و توانش را در ترک سیگار نادیده نمی گیرید.

 

● مردانی که زیاد سیگار می کشند
اغلب مردانی که خیلی سیگار می کشند حساب تعداد سیگارهایی که می کشند را ندارند. شما به عنوان شریک می توانید به او گوشزد کنید که تعداد آن را کمتر کند و علاوه بر این به آرامی با او در مورد ضررهایی که سیگار می تواند به شما و فرزندان شما برساند صحبت کنید.

 

● مراقب باشید
از به وجود آوردن شرایطی که باعث ایجاد استرس و نگرانی در همسرتان می شود خودداری کنید و محیطی آرام را برایش به وجود بیاورید. شنا و ورزش کردن در کنار حمایت شما می تواند محیط مناسبی را برای ترک سیگار در او به وجود بیاورد.

 

● یک جایگزین به درد بخور
همسر شما به کشیدن سیگار عادت کرده و برای همین شما به عنوان همسر باید کاری دیگر را جایگزین این عادت کنید مثل پیاده روی و ورزش یا تنقلات خوشمزه ای را برایش تهیه کنید که در عین داشتن کالری کم بتواند او را در ساعاتی که عادت به کشیدن سیگار دارد، مشغول نگه دارد.

 

● اگر ناامید می شود...
کسانی که درمرحله ترک سیگار هستند ممکن است در این بین گاهی سیگار هم بکشند و از ترک سیگار ناامید شوند. هرگز همسرتان را به خاطر این کار سرزنش نکنید چون این موضوع در ترک سیگار بسیار طبیعی است. از شریک تان بخواهید که دوباره تلاش کند و او را نسبت به نتیجه کار امیدوار کنید.
منبع:aftabir.com



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : lpedia |

 

 

چرا موهای سرم بوی بد میدهد

 

سندروم بوی نامطبوع موی سر دربیشتر افراد دیده می شود. این بو پس از شستن مو کاهش پیدا می کند اما طی روز بیشتر می شود. در این مطلب به نقل از «MSN» به علت و درمان این سندروم اشاره شده است که توجه شما را به آن جلب می کنیم.

 

به طور کلی موی انسان دارای باکتری و میکروب است و بوی نامطبوع زمانی ایجاد می شود که میکروبی روی سر افزایش یابد. میکروب با تغذیه کردن از خود بوی نامطبوعی منتشر می کند. علت دیگر ممکن است عوامل محیطی باشد.

 

به عنوان مثال کار کردن در محیط سرشار از مواد شیمیایی در بروز این سندروم تاثیرگذار است. اغلب این سندروم را مشکل بهداشتی می دانند در حالی که با وجود دوش گرفتن و شستن مو به طور روزانه، بو از بین نمی رود.

 

برخی آن را نتیجه تغذیه نادرست یا میزان نامناسب ترشح هورمون ها می دانند. اما واقعیت این است که علت اصلی آن رشد باکتری روی پوست سر است.

منبع:روزنامه خراسان




ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : lpedia |

 

 

هفت حوض در مشهد

 

 

برای رسیدن به زیباترین پدیده و جاذبه طبیعی شهر مشهد، باید به دل کوههای خلج در اطراف مشهد سفر کنید. این منطقه حدود 7 کیلومتر از مشهد فاصله دارد.بعد از وارد شدن به شهرک سیدی و جاده خلج، بعد از طی کردن حدود 3 کیلومتر از جاده، به دوراهی می رسید. باید جاده اتوبان و آسفالت سمت چپ را ادامه بدهید تا به میدان مانندی برسید.


اگر قصد سفر به این منطقه را دارید باید بدانید بعد از رسیدن به این میدان باید اتومبیل تان را پارک کنید،حدود 2 کیلومتر از مسیر را پیاده طی کنید تا به «هفت حوض » برسید.

 

 

هفت حوض در مشهد

 

 

شنیدن نام هفت حوض شاید تهرانی ها را تنها به یاد میدانی در یکی از محله های شرقی پایتخت بیاندازد، اما این نام برای مشهدی ها، یعنی اوج زیبایی معماری خداوندی، «هفت حوض» نام یکی از بکرترین، زیباترین و منحصربه فرد ترین پدیده های طبیعی ایران است. البته گوگل هم تقریبا مثل تهرانی ها فکر می کند؛ بعد از جستجوی نام این منطقه، اطلاعات چندانی در مورد این منطقه که می تواند توریست های بسیاری را به خود جذب کند، پیدا نمی کنید.

 

 

هفت حوض در مشهد

 

 

«هفت حوض» منطقه ای است شامل صخره مانند ها و سنگ های صاف و صیقلی ، 7 حوضچه طبیعی زیبا و طبیعتی بکر و زیبا بعد از عبور از 7 حوضچه است.

 

تصور اینکه هزاران سال است آب در این حوضچه ها جریان دارد هر بیننده ای را غرق خیال می کند. به دلیل جریان داشتن آب در طول سالیان دراز و ریزش آن از حوضچه ای به حوضچه دیگر و البته جنس سنگ های آن، به مرور زمان حوضچه های طبیعی بسیار زیبایی در دل سنگ ها به وجود آمده است.

 

بعضی از 7حوضچه ای که در این منطقه در امتداد هم قرار دارند، به اندازه یک استخر کوچک هستند. آب از حوضچه اول به حوضچه بعدی و بعدی می ریزد تا به حوضچه آخر برسد. این پدیده طبیعی حوض ها یا «دولین های» متعدد، بر اثر فرسایش شیمیایی توسط باران های اسیدی در بستر یكی از سرشاخه های رودخانه طرق از در ارتفاعات رو به جنوب بینالود شگل گرفته است.

 

در بستر یكی از سرشاخه های رودخانه طرق، مواد آهكی نرم در میان سنگ ها دچار فرسایش شده اند و شکل های ژئومورفولوژی دولین را ایجاد كرده اند و در واقع از دیدگاه مردم عادی این منطقه تنها هفت حوض زیبا با چشم اندازی زیباتر ایجاد شده در طی مسیر رودخانه است.بعد از عبور از 7 حوض اصلی که در امتداد هم قرار گرفته اند، به تک حوض های بزرگ می رسید. بکر و دست نخورده بودن این منطقه، پرتردد و پر بازدید نبودن و سکوت عجیبی که در آن حکمفرما است آرامش عجیبی به شما هدیه می کند؛ تنهاصدای جریان آب، گوش ها را نوازش می دهد.

 

 

هفت حوض در مشهد

 

برای رفتن به این منطقه باید اصولی را رعایت کنید؛ ساعتی از روز را انتخاب کنید که بتوانید پیش از تاریک شدن یا رو به تاریکی رفتن هوا از تمام منطقه هفت حوض بازدید کرده و راهی جاده برگشت شوید. این منطقه بدون هر گونه امکانات یا تهمیداتی برای حفظ امنیت گردشگران و مسافران است و بهتر است قبل از تاریک شدن هوا آنجا را ترک کنید.اگر قصد ماندن و چادر زدن در این منطقه را دارید، حتما آذوقه لازم را همراه خود ببرید، چون در نزدیکی این منطقه مغازه یا سوپر مارکتی پیدا نمی کنید.مساله دیگر صاف، صیقلی و مسطح بودن بیش از حد سنگهای این منطقه است. اگر می خواهید از هر7 حوض به راحتی عبورکنید و لذت دیدن طبیعت بی نظیر آن را از دست ندهید کفش های راحتی بپوشید که بتوانید راحت روی سنگ ها حرکت کرده و از آنها عبور کنید.

 


دوربین عکاسی را هرگز فراموش نکنید، در این صورت بعد از بازگشت از این سفر، شما از معدود کسانی هستید که از هفت حوض، عکس های زیبایی دارند و البته با اینکار بیشتر شناخته شدن این پدیده طبیعی هم کمک می کنید.



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : lpedia |

 

 

رودخانه تعادل ، عجیب ترین رودخانه جهان

 

تا کنون راجع به رودخانه ای با سنگ های دارای تعادل چیزی شنیده اید؟ مثل این است که این سنگها به همدیگر وصل هستند یا توسط یک ریسمان به هم متصل شده اند! در صورتی که هیچ اتصالی بین این سنگها وجود ندارد!

 

رودخانه تعادل ، عجیب ترین رودخانه جهان

 

تصاویر زیر مربوط به این رودخانه است که به نام رودخانه هامبر شناخته می شود. این رودخانه در کانادا جاریست./ایران ناز




ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : lpedia |

 

دختر مورد علاقه ام را به خاطر رفتار بچه گانه كشتم

 

 مرد قاتل در دادگاه گفت: قرار بود با سمانه ازدواج کنم اما او از خودش رفتارهای بچه گانه نشان داد و من هم او را کشتم.

به گزارش خبرنگار حوادث فارس، صبح روز ۴ شهریور سال ۸۷ جسد دختر جوانی به نام سمانه داخل خانه ای در خیابان پیروزی کشف شد.

بعد از انجام اقدامات اولیه، مأموران پلیس موفق شدند عامل این جنایت را که مرد جوانی در همسایگی سمانه بود شناسایی و دستگیر کنند.

ماهان، همسایه سمانه به ارتکاب قتل اعتراف کرد و با صدور قرار مجرمیت برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد.

صبح امروز جلسه محاکمه متهم در شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمدسلطان همتیار برگزار شد. نماینده دادستان با اشاره به مدارک موجود در پرونده بزه انتسابی به متهم را محرز دانست و خواستار مجازات وی شد.

در ادامه جلسه متهم در جایگاه قرار گرفت و با بیان اینکه اتهام را قبول دارد گفت: مدتی قبل از حادثه در خیابان متوجه مزاحمت چند جوان برای یک دختر شدم. دختر را از دست آنها نجات دادم و از آن شب ارتباطمان آغاز شد.

وی ادامه داد: سمانه فرزند طلاق بود و با مادرش زندگی می کرد؛ به او پیشنهاد ازدواج دادم و او برخی شب ها به خانه ما می آمد. قرار شد مدتی با هم باشیم تا بعدا ازدواج کنیم.

ماهان گفت: مدتی از اتباط ما گذشته بود که متوجه رفتارهای بچه گانه سمانه شدم. او با هر مشکل یا اختلاف کوچکی قهر می کرد و چند روز بعد دوباره به حالت عادی برمی گشت. اما یک شب خانه ما بود که دوباره با هم جروبحث کردیم و من که احساس می کردم او به من خیانت کرده است، سمانه را با طناب خفه کردم.

بعد از اظهارات متهم، قاضی همتیار ختم جلسه را اعلام و صدور حکم را به بعد از مشورت با مستشاران دادگاه موکول کرد.... / خبرگزارى فارس



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : lpedia |

 

 

 

تیتر (بدون شرح)

سایت ریاست جمهوری - ویژه سفر احمدی نژاد به نیویورک

 

تیتر (بدون شرح)

تحلیل:عصرایران



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : lpedia |

 

 ۲۷شهریور؛ بزرگداشت شهریار

 

 امروز(یكشنبه، بیست وهفتم شهریورماه) بیست وسومین سال روز درگذشت محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار و روز بزرگداشت این شاعر است.

در آستانه ی این روز نگاهی دارد به روایت شهرزاد بهجت تبریزی _ دختر شهریار _ از زندگی این شاعر معاصر.

زندگی شهریار از زبان دخترش این گونه روایت می شود: «پدرم، سیدمحمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار در تبریز متولد شده است. پدرش از وكلای درجه یك تبریز و مردی نسبتا متمول بوده كه گرسنگان بی شماری از خوان كرم او سیر می شده اند و فكر می كنم، همین بلندی طبع و بخشندگی پدرم صفاتی بود كه از پدرش به ارث برده بود. پدرم ایام كودكی را در قراء خشكناب و قیش قورشان گذرانیده و هیچ وقت خاطرات خوشی را كه در دهكده های مزبور داشته، فراموش نكرد. اولین شعرش را در چهارسالگی سروده، آن موقعی بوده كه مستخدم شان به نام رویه برای ناهارش آبگوشت تهیه كرده بود و بابا كه برنج دوست می داشته، خطاب به رویه (رقیه) گفته است:

رویه باجی؛ باشیمین تاجی / آتی آت آتیه، منه وئركته (خواهر رویه (رقیه) تاج سر من هستی / گوشت را بده به سگ، به من كته برنج بده)

پدر درباره ی خاطرات ایام كودكی اش می گوید: «روزی با بچه های محل مشغول بازی بودم، بعد از مراجعت به خانه به درخت بزرگی كه در وسط حیاط خانه بود، خیره شده و شروع به خواندن شعر كردم.

سخنان موزونی كه نمی دانستم چگونه به مغز و زبان من می آمدند، كه ناگهان! پدرم مرا صدا كرد. به صدای بلند پدرم برگشتم. با حالتی تعجب آمیز پرسید: این اشعار را كجا یاد گرفتی؟ گفتم كسی یادم نداده، خودم می گویم. اول باور نكرد؛ ولی بعد از این كه مطمئن شد، در حالی كه صدایش از شوق می لرزید، به صدای بلند مادرم را صدا كرده و گفت: بیا ببین چه پسری داریم!»

یك بار دیگر در هفت سالگی شعر گفته است و آن هنگامی بوده كه مانند بیش تر بچه ها از حرف مادر خود سرپیچی كرده و به حرف او گوش نداده بود؛ ولی بعدا پیش خود احساس گناه كرده و گفته است:

من گنه كار شدم وای به من / مردم آزار شدم وای به من

در كودكی از محضر پدر دانشمند خود استفاده كرد و تحصیلات مقدماتی را با قرائت «گلستان» پیش او فراگرفت و در همان اوان با دیوان خواجه الفتی سخت یافت. بعد از این كه تحصیلات متوسطه را در مدرسه ی فیوضات و متحده به پایان رسانید، در سال ۱۳۰۳ وارد مدرسه ی طب شد و مدت پنج سال در این دانشكده به تحصیل مشغول بود؛ ولی عشق و روحیه ی مخصوصش كه اصلا با پزشكی، مخصوصا با جراحی سازگار نبود، او را از تحصیل پزشكی بازمی دارد؛ چنان كه خودش می گوید: «بعد از هر عمل جراحی كه انجام می دادم، احساس ضعف می كردم و حالم به هم می خورد.»

بعد از ترك تحصیل به خراسان رفته و به دیدار كمال الملك _ نقاش معروف _ نائل آمد، و شعری نیز با عنوان «زیارت كمال الملك» به همین مناسبت دارد. تا سال ۱۳۱۴ در خراسان بود و بعد از بازگشت از خراسان به كمك دوستانش وارد خدمت بانك كشاورزی شد. در سال ۱۳۱۶ حادثه ی بسیار ناگواری در زندگی اش روی داده و آن مرگ پدرش بوده كه خاطره ی مرگ او را هرگز فراموش نكرد. هم زمان با مرگ پدر، مادرش به تهران رفت و پرستاری پسرش را به عهده گرفت و بابا در كنار مادرش، خاطره ی مرگ پدر را كم كم فراموش می كرده؛ ولی چون سرنوشت اساسا بازی های عجیبی دارد و به قول بابا «علی الاصول نوابع همیشه ناكام اند»، مدت ها بعد برادرش را نیز از دست داده و سرپرستی چهار فرزند او را به عهده گرفته است كه كوچك ترین آن ها چند ماه بیش تر نداشته و مانند یك پدر دلسوز از آن ها مواظبت كرده است. آن ها نیز محبت های عمو را هیچ وقت فراموش نمی كنند و پدرم در اصل فرقی بین ما و آن ها قائل نبود.

بعد از بزرگ شدن بچه های عمویم و موقعی كه به اصطلاح دست هر كدام به كاری بند شده و بعد از این كه پدرم، مادرش را از دست داده، تنها خیاطی ای را كه در تهران داشته، با وسایلش به بچه های برادرش بخشیده و تنها با یك جامه دان لباس هایش به تبریز آمده و با مادرم كه نوه ی عمه اش محسوب می شده، ازدواج كرده و علت ازدواج نكردنش تا سن ۴۸سالگی، مسؤولیتی بود كه در مقابل بچه های برادرش داشته؛ چنان كه می گوید: «یار و همسر نگرفتم كه گرو بود سرم».

بعد از ازدواج با مادرم در تبریز با شراكت خواهرش، خانه ای خریده كه در این خانه من به دنیا آمدم و سپس بعد از گذشت زمانی، خانه ای برای خود خریده است. من (شهرزاد بهجت تبریزی ) فرزند ارشد او هستم. تا آن جا كه یاد داریم، در تمامی گردش ها و یا شب شعرهایی كه می رفت _ حتا رسمی ترین آن ها _ مرا همراه خویش می برد. هنگامی كه بدو ورودش به هر مجلسی صدای كف زدن ها فضا را می شكافت و یا به هر جایی كه قدم می گذاشت، مردم دورش را احاطه می كردند، حس كنجكاوی كودكانه ام تحریك می شد كه او كیست؟ و او را با پدر بچه های دیگر مقایسه می كردم، كه چرا برای آن ها كسی كف نمی زند؟ یك شب یادم هست كه از یكی از انجمن های ادبی برگشته بودیم. من در حالی كه دودستی پایین كتش را چسبیده بودم، با لحنی كودكانه از او پرسیدم: بابا چرا مردم تو را این همه دوست دارند؟ لبخندی زد، لحظه ای چند در چشمانم نگریست، آن حالت نگاه او را تا زنده ام، هیچ وقت فراموش نمی كنم. بعدا مرا بغل كرد، صورتم را بوسید و مدتی درباره ی شعر و شاعری با جملات ساده و در حالی كه سعی می كرد برای من قابل فهم باشد، توضیح داد. از همان موقع شخصیت او در چشمانم رنگ گرفت و با همان سن و سال احساس كردم با اشخاص عادی فرق دارد. مادر من آموزگار بود و به همین جهت روزها خانه نبود و برای آقا كه كارمند بانك كشاورزی بود، اجازه داده بودند كه دیگر كار نكند و با خیال راحت بتواند به سرودن اشعارش ادامه دهد. من كه بچه بودم، با این كه خدمتكاری داشتیم و كسی بود كه از من مواظبت كند، ولی در غیاب مادرم بیش تر اوقات پهلوی پدرم بودم. موقعی كه از بازی خسته می شدم، در آغوش او به خواب می رفتم و او برایم لالایی می خواند. یادم هست در اوقات بی كاری، زمانی كه من از بازیگوشی خسته شده و در گوشه ای آرام می نشستم، شعرهایی به زبان تركی كه برایم قابل فهم بود، به من یاد می داد و بعد در هر مجلسی در حضور جمع از من می خواست بازگو كنم.

می توانم به صراحت بگویم كه بیش تر از مادرم با او مأنوس بودم و وقتی با او بودم، هیچ وقت سراغ مامان را نمی گرفتم. یك روز خوب یادم هست، در حدود ساعت ۵ بعدازظهر بود كه دیدم بابا لباس پوشیده و از مامان نیز می خواهد كه مرا حاضر كند. بابا آن موقع ساعت معمولا از خانه بیرون نمی رفت، با تعجب پرسیدم: بابا كجا می رویم؟ جواب داد: هی، دلم گرفته می خواهم كمی قدم بزنم. بعد دست مرا در دست گرفت و به راه افتادیم. از چند خیابان و كوچه گذشتیم تا این كه به كوچه ای كه بعدها فهمیدم اسمش راسته كوچه است، رسیدیم، و از آن جا وارد كوچه ی فرعی تنگی شدیم. كوچه بن بست بود و در انتهای آن دری قرار داشت كهنه و رنگ و رورفته، و من كه بچه بودم، نق می زدم و می گفتم: بابا تو چه جاهای بدی می آیی. بابا به آهستگی جواب داد: «عزیزم داخل نمی رویم و بعد مدتی طولانی _ یك ربع یا بیست دقیقه _ به در نگاه كرد و فكر می كرد.» شاید گذشته را می دید و یا شاید خود را همان بچه ای احساس می كرد كه هر روز بیست بار از آن در بیرون آمده و رفته بود. بعد ناگهان به در تكیه داد و قطره های اشك به سرعت از چشمانش سرازیر شد و شانه هایش از شدت گریه تكان می خورد. من لحظاتی مبهوت به او نگاه می كردم؛ ولی انگار اصلا من وجود نداشتم، تا این كه مدتی بعد آرام گرفت. آه عمیقی كشید و در حالی كه چشمانش را پاك می كرد، گفت: این جا خانه ی پدری من است. من مدت چهارده سال این جا زندگی كرده ام. بعد در طول همان كوچه به راه افتادیم و قسمت های مختلف خانه را از بیرون به من نشان داد. وقتی كه به خانه برگشتیم، شعری تحت عنوان «در جست وجوی پدر» سرود، كه فكر می كنم یكی از بااحساس ترین شعرهایی است كه به زبان پارسی سروده شده است.

در همان ایام بچگی كتابچه ی شعر بابا را ورق می زدم و او بدون این كه مانع شود، فقط مواظب بود كه كتابچه را پاره نكنم و با نگاهی محبت آمیز مرا می نگریست. در سنین پایین و مواقعی كه به مدرسه نمی رفتم، «حیدربابا» و شعرهایی تركی را كه برایم قابل فهم بود، به من یاد می داد. كمی كه بزرگ شدم و سواد خواندن پیدا كردم، خودم كتابچه ی شعر او را می خواندم و اشعاری را كه زیاد دوست داشتم، حفظ می كردم. پدرم معمولا تا پاسی از شب گذشته به عبادت و خواندن قرآن می پرداخت و بعد از فراغت با خواندن كتاب های شعر و بیش تر مواقع با سرودن شعر معمولا تا اذان صبح نمی خوابید؛ مگر مواقعی كه واقعا خسته بود. به همین جهت شب ها چراغ اتاقش همیشه روشن بود. یادم هست شب هایی كه نصف شبی بیدار می شدم و به اتاقش می رفتم. بعضی مواقع او را در حال سرودن شعر می دیدم، كه در این حال معمولا اشعاری كه می سرود، زیر لب زمزمه می كرد و روی تك كاغذی كه در دست داشت، می نوشت. نمی توانم قیافه ی او را در این حالت تشریح كنم، فقط این را می گویم كه كاملا جدا از محیط زندگی در عالم دیگری سیر می كرد؛ به طوری كه اگر در این حال صدایش می كردی، انگار از خواب بیدار شده است. وقتی او را در این حال می دیدم، به هیچ وجه دلم نمی آمد كه او را از آن حال بیرون بیاورم. ولی مواقعی كه به خواندن كتاب مشغول بود، داخل می شدم و او با خوشرویی از من استقبال می كرد و بعد شروع به خواندن جدیدترین شعرش می كرد و بعد از من می خواست كه بخوانم، و وقتی اصرار مرا برای نشستن می دید، شروع به صحبت می كرد. از گذشته هایش برایم می گفت، از روزهای سختی كه در تهران، دور از خانواده گذرانیده، از عشق و از ناكامی هایش و این كه چگونه كسی را كه به حد پرستش دوست داشته، از دست داده و من با شور و اشتیاق گوش می كردم. یادم هست چندین بار ضمن صحبت كردن با او، بدون این كه گذشت زمان را احساس بكنم، متوجه شده بودم كه هوا روشن می شود. بابا با عجله به خواندن نماز صبحش مشغول می شد و من نیز اتاق را ترك می كردم.

چندی بعد از تولد من با اختلاف سن سه سال، خواهرم (مریم) و دو سال بعد، برادرم (هادی) به دنیا آمد. مواقعی كه دورش جمع می شدیم و بچه ها از سر و گوشش بالا می رفتند، ضمن اظهار محبت به ما، برای هر كدام شعرهایی می گفت؛ چنان كه برای خواهرم مریم در سن دوسالگی، بر وزن «حیدربابا» گفته:

حیدربابا جنقلی مریم گوزه ل دی / هیچ بیلمیرم، غزالدی یا غزل دی

گوللراونون ایا قنیدا، خزه ل دی / دود اقلاری، شرینلیقدان، شاقیلدار

گوزه ل كهلیك اونی گورسه ققیلدار (حیدربابا مریم كوچولو خیلی قشنگه / هیچ نمی دانم مریم غزال است یا غزل است / گل ها زیر پای او مثل برگ پاییزی ریخته شده است / لب هایش از شیرینی شاد و خندان است / اگر كبك او را ببیند، به صدا درمی آید)

و یا برادرم هادی را بغل می كرد و ضمن بوسیدنش می گفت:

منیم اوغلوم هادی دی / هادی انون آدی دی / میوه لرین دادی دی (هادی پس من است / اسم پسر من هادی است / مثل میوه شیرین و بامزه است)

در زندگانی خصوصی، آدمی بسیار بخشنده بود. غیر از كمك های مالی، وسایل شخصی اش را نیز می بخشید. قلبی رئوف و مهربان داشت. بسیار احساساتی و حساس بود و خیلی زود تحت تأثیر قرار می گرفت. از مرگ دوستانش خیلی متأثر می شد؛ چنان چه وقتی مرگ صبا دوست نزدیكش را به وی اطلاع دادند، اشك در چشمانش جمع شد. معمولا بعد از اتمام هر شعر، دوست داشت كه اعضای خانواده دورش جمع شوند تا شعرش را بخواند. او هیچ كینه توز نبود. مادیات برایش هیچ ارزشی نداشت. معمولا غرق در افكار خود بود و با عالم خارج چندان كاری نداشت. در تهران و در موقعی كه تنها بود، دوستی به نام آقای زاهدی داشت كه بهترین مونس او بود و همین آقای زاهدی تعریف می كند «روزی سرزده وارد اتاق شهریار شدم و او را دیدم كه با حالتی پریشان چشمانش را بسته و به حضرت علی (ع) متوسل شده است. تكانش دادم و پرسیدم این چه حال است كه داری؟ و او بعد از چند نفس عمیق كشیدن با اظهار قدردانی گفت: تو مرا از غرق شدن نجات دادی. گفتم: انسان كه توی اتاق خشك و بی آب غرق نمی شود. شهریار كاغذی به من داد كه دیدم اشعاری سروده كه جزو افسانه ی شب به نام سمفونی دریاست». بعدا خود بابا توضیح داد آن چنان دریا را در خیالم مجسم كرده بودم كه احساس می كردم غرق می شوم. آری او موقع گفتن شعر، این چنین تحت تأثیر خیالش واقع می شد. به موسیقی آشنایی داشت و زمانی نیز سه تار می نواخت؛ ولی از وقتی به تبریز آمده بود، این كار را كنار گذاشته بود. دلخوشی اش بیش تر یاد یاران قدیم و لحظاتی بود كه با آن ها داشته؛ چنان كه خودش می گوید:

به پیری آن چه مرا مانده است، لذت یاد است / دلم به دولت یاد است، اگر دمی شاد است

پدرم بسیار پاكدل و ساده بود و اگر كسی به كمك نیاز داشت، تا آن جا كه برایش مقدور بود، از كمك به او دریغ نداشت. موقع شعر خواندن، قیافه اش همراه با موضوعات شعری، تغییر می كرد و گاهی دیده می شد كه در مواقع حساس شعری، اشك در چشمانش جمع می شود و بغض گلویش را می گیرد و شنونده را بسیار تحت تأثیر قرار می دهد. در موقع عصبانیت و موقعی كه خلافی از بچه ها سر می زد، سعی می كرد حتی المقدور عصبانیتش را فرونشاند و یا اگر عصبانی می شد، به فاصله ی خیلی كم دوباره در قالب یك پدر مهربان درمی آمد و با محبت بیش از اندازه، جبران عصبانیتش را می كرد.»

پی نوشت: این مطلب از كتاب «از بهار تا شهریار» تألیف حسنعلی محمدی نقل شده است.... / یادداشت : خبرگزارى ايسنا



ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : lpedia |
چگونه راننده دینگ شویم!
این روزها به دلیل کمبود ماشین در خیابان‌های پرتردد شهرهای بزرگی همچون تهران، مشهد و اصفهان، بازار اپلیکیشن دینگ داغ است. با رشد روز افزون این اپلیکیشن تاکسی‌یاب اینترنتی، افراد به راحتی می‌توانند با عضویت در این سامانه هوشمند، مشغول به کار شوند و در هر زمانی که تایم آزاد دارند، با روشن کردن اپلیکیشن، مسافر سوار کنند. دینگ به راحتی افراد را عضو مجموعه خودش می‌کند و هیچگونه محدودیتی در این راستا برای اشخاص ایجاد نکرده و تاکنون توانسته رضایت تمام افرادی که با دینگ همکاری می‌کنند را به خود جلب کنند. ما در این مقاله می‌خواهیم مراحل عضویت شما به عنوان راننده دینگ را برایتان ارائه دهیم تا به سادگی راننده دینگ شوید.
چگونه راننده دینگ شویم؟
اگر شما می‌خواهید راننده دینگ شوید می‌توانید از همین الان شروع کنید، اولین مرحله‌ای که بایستی انجام دهید دانلود اپلیکیشن دینگ می‌باشد، شما می‌توانید این نرم افزار را به راحتی دانلود کرده و روی گوشی هوشمند خود نصب نمایید. بعد از نصب اپلیکیشن دینگ بایستی در این مجموعه ثبت‌نام کرده و مطابق با آدرس‌هایی که برای مصاحبه گذاشته‌اند، یکی را انتخاب و به آن آدرس بروید تا کارشناسان دینگ تمام اطلاعات لازم را در زمینه مصاحبه و نحوه‌ی انجام مراحل بعدی که شامل آزمایشات و چک کردن گواهینامه و بقیه مراحل است را به شما بگویند. تا اینجا کارهایی که لازم بود انجام دهید را به شما گفتیم، مرحله بعدی اینست که کارشناسان، خودروی شما را بررسی می‌کنند، به این دلیل که داشتن خودروی مناسب بعد از شما، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، بنابراین با انجام و بررسی این موارد، به شما نتیجه را اعلام خواهند کرد، هنگامیکه عضو مجموعه دینگ شدید، اختیار با خودتان است که بصورت نیمه وقت یا پاره وقت مشغول به کار شوید، در هر صورت شما این امکان را دارید، در هر زمانی که وقت کافی و آزاد دارید، مشغول به کار شوید و با روشن نمودن اپلیکیشن دینگ، مسافر سوار کنید، شما بایستی به این نکته توجه داشته باشید که همیشه نزدیک ترین درخواست را از طرف مسافر انتخاب کنید، تا بتوانید در زمانی کمتر خودتان را به مسافر برسانید.


درآمد ماهیانه دینگ
درآمد رانندگان دینگ به دلیل اختیاری بودن زمان کارشان، یکسان نیست و شامل رقم ثابتی نخواهد بود، ممکن است شما تنها یکساعت در طول هفته کار کرده باشید و یا هر روز، زمان زیادی را مشغول مسافر سوار کردن باشید، هرکدام درامد خودشان را خواهد داشت، ولی چیزی که در دینگ به وضوح نمایان است اینست که شما با توجه به زمانی که کار کرده‌اید، درآمد متوسط خوبی خواهید داشت و رضایتمند خواهید بود.
ویژگی‌های رانندگان دینگ
دینگ با درنظر گرفتن شرایط مناسب و ایده‌آل برای رانندگان عزیز، توجه و رضایت آنها را به خود جلب نموده است، اکنون به معرفی این ویژگی‌های مهم می‌پردازیم. کاربرد آسان:
اپلیکیشن دینگ به دلیل کاربردی بودن، بسیار ساده و روان است و کار کردن با آن دانش بالایی نمی‌خواهد. همه افراد به راحتی می‌توانند در آن ثبت نام کنند و مشغول به کار شوند. چه به صورت نیمه وقت و چه بصورت تمام وقت.
هزینه استهلاک:
محاسبه قیمت بر اساس فاصله شما تا مقصد، این امکان را می‌دهد تا هزینه کرایه شما تا حد زیادی کاهش پیدا کند.این دومین مزیت ویژه دینگ است که به هر دو طرف قضیه فکر می‌کند.


پورسانت کمتر:
رسیدیم به مهمترین قسمت ویژگی‌های دینگ. هدف این مجموعه رضایتمندی شما رانندگان عزیز و محترم است، در واقع دینگ با دریافت کمترین پورسانت از راننده، به رضایتمندی هر چه تمامتر راننده می‌رسد، رانندگان دینگ با دادن پورسانت کمتر، درآمد بیشتری کسب می‌کنند و در نتیجه رضایت بیشتری از دینگ خواهند داشت.
معرفی:
شما می‌توانید با معرفی دوستان و آشنایان خود به عنوان راننده در مجموعه دینگ، مادامی که آنها به سفر درون شهری می‌پردازند، درآمد کسب کنید. این تنها ویژگی منحصر به فرد دینگ نسبت به بقیه اپلیکیشن‌ها می‌باشد که از طریق معرفی آن با افراد مختلف، می توانید کسب درامد داشته باشید.
پشتیبانی:
دینگ در تمام لحظه‌ها همراه رانندگان خواهد بود، برای پاسخگویی به سوالات و مشکلات در همه زمینه‌ها از جمله اپلیکیشن، مسافر و ... در هر زمان کنار شما خواهد بود. شما می‌توانید در صورت بوجود آمدن هر مسئله‌ای با تیم همیشه آماده دینگ تماس حاصل کنید و مشکل خود را به آنها بسپارید.
تسویه به موقع:
شما به عنوان عضوی از مجموعه دینگ، هیچ زمانی مشکلی در مراحل تسویه نخواهید داشت، دینگ با محاسبه ی کارکرد شما و پرداخت به موقع و بدون تاخیر، باعث رضایتمندی شما خواهد شد.
دینگ به عنوان یک اپلیکیشن جابجایی مسافر درون شهری تمام تلاش خود را به کار گرفته تا کیفیت، تنوع برتر و امنیت را برای مسافران و رانندگان ارائه دهد. دینگ سعی کرده تمام امتیازات را در خود بگنجاند تا همواره همه با خاطری اسوده به فعالیت بپردازند و کسب درآمد کنند. تمام این موارد به گونه ای طراحی شده که هم مسافر و هم راننده مشکلی در استفاده از اپلیکیشن دینگ نخواهند داشت ولی بایستی نکاتی که مربوط به هر دو طرف می باشند را به درستی بدانند. دینگ هم همانند هر سامانه ای قوانین و مقررات مربوط به خودش را دارد، یکی از این موارد اینست که مسافر در حمل کردن وسایل محدودیت دارد، به عنوان مثال، نباید مواد منفجره، محترقه، مواد سمی، اسیدی، بیماری زا و بد بو، مایعات و جامدات اتش زا و سوختی، مواد و وسایل رادیواکتیو و امثال آن و همچنین سایر ادوات و وسایل غیر مجاز را با خود به همراه داشته باشد. و یا در هنگام سوار شدن ماشین حتما بایستی پلاک خودروی نمایش داده شده در اپلیکیشن را با خودرویی که آمده چک نماید، چون ممکن است فردی با ماشین دوست و یا خانواده‌اش آمده باشد و از آنجایی که این موارد از قبل برای مسافر گفته شده، و دینگ مسئولیت قبول نمی‌کند، در این مورد حواس جمع باشند. دینگ از شما به عنوان یک مسافر یا راننده تقاضا دارد با رعایت موارد گفته شده در قوانین و مقررات دینگ، سفری آرام و بی دغدغه را برای خود و مسافران رقم بزنید. از اینکه تا پایان این مقاله با ما همراه بودید از شما متشکریم.

ادامه مطلب
تاريخ : | | نویسنده : lpedia |
رپورتاژ
چگونه راننده دینگ شویم؟
روغن خراطین اصل
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
اهواز چت
انجام پایان نامه مدیریت
فروشگاه اسباب بازی بازیجو
نمایندگی برندها در ایران
سامانه جامع مشاغل شهرری
استعلام قیمت لحظه ای کالاهای دیجیتال
فال حافظ
سئو یعنی چی ؟
صنعت پرورش شتر مرغ
تورهای لحظه آخری ارزان قیمت اروپا آنتالیا روسیه و استانبول
استفاده از میز و صندلی های استاندارد در تالار عروسی
بلیط های چارتری ارزان قیمت
مهم بودن فضای آتلیه های عروس در انتخاب
طراحی سایت اصفهان |طراحی سایت حرفه ای | سئو تضمینی سایت
جاذبه های گردشگری مازنداران مشهد و معرفی تور مالزی ارمنستان نوروز 96
اتوبار و باربری آریا

لینک های مفید
مکمل بدنسازی | افزایش فالوور اینستاگرام | آموزش مجازی | جوش فلزات | تجهیزات تالار | vpn خرید |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.